روایتی از دنیای رنگارنگ و عمیق تانیا عباسی، به روایت اختصاصی از مادرش…

در میان هیاهوی دنیای امروز، گاهی روایتهایی پیدا میشن که فراتر از سن و سال، عمقِ روح یک انسان رو به تصویر میکشن. تانیا عباسی، متولد ۱۵ آذر ۱۳۸۳، یکی از همین انسانها بود؛ دختری که جهانش با موسیقی کیپاپ و پیامهای نهفتهیِ درش گره خورده بود. امروز در گفتگو با مادرش، خانم معصومه مرادی، به بازخوانی فصلی از زندگی «تانیا» مینشینیم که درش، موسیقی نه فقط یک سرگرمی، بلکه راهی برای صیقل دادن روح و شخصیتش بود.

آغاز یک سفر رویایی: از پوسترها تا مفاهیم عمیق
داستان پیوند «تانیا» با دنیای کیپاپ و گروه BTS به سالهای دوم راهنمایی برمیگرده. همه چیز از طریق همنشینی با دخترعمش آغاز شد. «تانیا» که شاهد علاقه دخترعمش به «نامجون» (RM) بود، آرومآروم با این جریان همراه شد.


اما برای «تانیا»، این فقط گوش دادن به موسیقی نبود؛ اون با شور و اشتیاق عکسها رو به خونه میآورد، پوسترها رو بر دیوار میچسبوند و با هر قطعه عکس و لباسی که نشونی از این گروه داشت، دنیای کوچکیش رو بزرگتر میکرد.




مادرش با گَرمی از اون روزها یاد میکنه:
(( اوایل برای من غریب بود. میپرسیدم چطور متوجه میشی چی میگن؟ و «تانیا» با نگاهی روشن پاسخ میداد که این موسیقیها، فارغ از زبان، سرشار از شور زندگی و انگیزه هستن. اون معتقد بود این گروه، آدمها رو به تلاش، کوشش و ساختن یک زندگی خوب دعوت میکنه.))
الهام از «یونگی»؛ پیوندِ دو روحِ سختکوش
در میون اعضای گروه، «تانیا» دلبستگی عجیبی به یونگی (شوگا) داشت. در حالی که شاید ظاهر فانتزی و رنگارنگ سایر اعضا برای همسالانش جذاب بود، مادر تأکید میکنه «تانیا» در جستجوی «عمق» بود.

اون «یونگی» رو به خاطر مسیر دشواری که پیموده بود، ستایش میکرد.


مادر «تانیا» میگه:
(( «تانیا» به من یاد داد که آدمها رو قضاوت نکنیم. اون میگفت «یونگی» در زندگیش سختیهای زیادی کشیده، بارها کارش به بیمارستان کشیده شده، اما با تلاش تونسته جایگاهش رو حفظ کنه. «تانیا» چهره مظلوم و شخصیت محکم او رو دوست داشت.))
این درک عمیق، ریشه در زندگی شخصی خود «تانیا» داشت. اون که سالها تنها با مادرش زندگی کرد، پا به پای مادر، طعم سختیها رو چشیده بود. اون دختری بود که در کودکی، بزرگی میکرد؛ کسی که به قول مادرش «پا به پای من نپوشید و نخورد تا از روزهای سخت عبور کنیم.» همین تجربیات بود که باعث میشد «تانیا» با شخصیتهایی که از دل رنج به موفقیت رسیدن، همزادپنداری کنه.


حضور در دنیای هواداران، برای «تانیا» به مثابه یک مکتب اخلاقی بود. مادر «تانیا» بهمون گفت که «تانیا» از این فضا آموخته بود که:
●پشت سر دیگران صحبت نکنه. ●کسی رو قضاوت نکنه . ● در برابر ظلم و زورگویی بایسته. ● برای رسیدن به اهدافش، با میل به زندگی تلاش کنه.
… و حتی همین نکات رو به مادرش هم یاد داده بود.
اون به مادرش یادآوری میکرد که اگه چیزی آزارمون میده، میتونیم نادیده بگیریم و با انگیزه به مسیرمون ادامه بدیم. «تانیا» در سنین شکلگیری شخصیتش، این آموزهها رو از بطن پیامهای گروه محبوبش استخراج کرده بود و اونها رو در زندگی روزمره به کار میبست.
اما، بزرگترین آرزوی «تانیا»، تجربه حس تعلق در دنیای واقعی بود. اون رویای روزی رو در سر میپروروند که بتونه در جشنآوای(کنسرت) اونها شرکت کنه، در خیابانهای کره قدم بزنه و اون اتمسفری رو که سالها از پشت صفحهی نمایشگر حس کرده بود، لمس کنه. اون به دنبال جایی بود که اون «حس تعلق» تمام و کمال به حقیقت بپیونده.


تانیا؛ آمیزهای از منطقِ ریاضی و شورِ هنر
در ادامه واکاوی دنیای تانیا عباسی، با ابعاد دیگهای از شخصیتش آشنا میشیم که نشوندهنده توازنی میون عقلانیت و احساسه. اون تنها یه هوادار موسیقی نبود، بلکه استعدادی درخشان بود که راه خودش رو در دنیای اعداد و رنگها پیدا کرده بود.
تانیا دختری بود که میون دو قطب متفاوت حرکت میکرد؛ هنر و ریاضیات. مادرش میگه اون عاشق نقاشی و موسیقی بود، اما با نگاهی واقعبینانه به شرایط زندگی در ایران، رشته حسابداری رو به عنوان حرفهی آیندش انتخاب کرد. هوش سرشارش در ریاضیات، زبان زد عام و خاص بود.
خانم مرادی با افتخار از نبوغ دخترش یاد میکنه:
((من از کلاس اول راهنمایی تا دانشگاه، اصلاً نمیفهمیدم این بچه چطور و کی درس میخونه. همیشه نمراتش عالی بود. استعدادی ذاتی در ریاضی داشت که به سمت حسابداری کشوندش، اما در کنارش، خونهی ما همیشه با صدای موسیقی مورد علاقهی «تانیا» و جادوی نقاشیهاش پر میشد.))
سفیری برای دنیای رنگارنگ کیپاپ
تانیا از ۱۳ سالگی که با «بیتیاِس» آشنا شد، به تنهایی یک «رسانه» برای معرفی این سبک زندگی بود. اون نه تنها خودش لذت میبرد، بلکه مشوق بسیاری از دوستانش شد، دنیاش به تدریج گستردهتر شد و گروههایی نظیر «بلکپینک / BLACKPINK» و «توایس/Twice» هم به فهرست علایقش اضافه شدن.


اون نه تنها به موسیقی گوش میداد، بلکه با سبک لباس پوشیدن اونها ارتباط میگرفت و رقصهاشون رو با اشتیاق تمرین میکرد. دوستانش اون رو با همین ویژگی میشناسن؛ دختری که کره و کیپاپ رو به بخشی از هویت گروهی دوستانش تبدیل کرده بود.



مادر «تانیا» میگه اون ویدئو رقص های زیادی داره که برخی از اونها رو در اختیار ما قرار میده که «تانیا» درش «تنها» حضور داره و برای رعایت حریم خصوصی، ویدئوهایی که دوستانش درش حضور دارن رو محفوظ نگه میداره، در ادامه ما «تانیا» رو در بازده های سنی متفاوتی میبینیم که اون رو درحال انجام چالش ها و رقص نشون میده، دختری که در طول تمام تنفسش، رقص و شادی رو به هرچیزی ترجیح داده…
در ویدئو زیر، «تانیا» سن کمتری داره اما با اینحال چالش رقص رو با مهارت عجیبی انجام میده که استعدادش رو در رقص فنی هم به خوبی نشون میده.
درونیآرام، اما محفلی گرم
یکی از ویژگیهای برجسته «تانیا»، تواناییش در حفظ روابط انسانی بود. با اینکه مادر «تانیا» دخترش رو فردی «درونگرا» میدونست که سختیهای زیادی رو پشت سر گذاشته بود، اما به گواه مادر، دایرهی دوستانش بسیار گسترده بود.
مادرش میگه:
(( من خودم در تمام زندگیم اینقدر دوست نداشتم. «تانیا» با اینکه درونگرا بود، تمام دوستان دوران دبستان، راهنمایی و دبیرستان و حتی دوستان قدیمی که باهاشون بزرگ شده بود رو دور خودش نگه داشته بود. اون دختری فوقالعاده خوشقلب، خوشخنده و خوشرو بود.))
در ادامه، مادر «تانیا» با تاکید بر اینکه اون بسیار به رنگ آبی و بنفش علاقهمند بود اشاره میکنه «تانیا» در مراسمات یادبود هم فعال بوده و در مراسم یادبود مرحوم «مونبین»، عضو گروه «آسترو/Astro» واقع در پارک آب و آتش تهران، حضور داشته.

پیام مادر تانیا: موسیقی، پل ارتباطی ما باقی میمونه!
امروز که «تانیا» در میان ما حضور فیزیکی نداره، مادرش پیامی صمیمانه و عمیق برای دوستانش داره؛ دوستانی که براش سوگواری میکنن. اون معتقده روح تانیا همچنان در کنار اونهاست و از شادی اونها شاد میشه.



خانم مرادی در انتهای مصاحبه، با قلبی مالامال از دلتنگی اما سرشار از ایمان میگه:
(( میخوام که همیشه به یاد «تانیا»ی من باشن و اسمش رو همه جا بیارن. وقتی موزیک گوش میدن، به یادش باشن. من با تمام وجودم حسش میکنم و باهاش حرف میزنم. از دوستانش هم میخوام باهاش صحبت کنن و موزیکهایی که دوست داشت رو گوش بدن. مطمئنم راهش پرنوره و هر جا که هست، با یادآوری این خاطرات ذوق میکنه.))


داستان «تانیا عباسی»، تنها روایت یک علاقهمندی ساده به موسیقی نیست؛ روایتی از «بودن» و «تاثیرگذاری» هستش. اون به ما نشون داد که چگونه میشه در میون تلاطمهای زندگی، به دنبال معنا گشت و اون رو در پیامهای انسانیِ نهفته در موسیقی یافت. «تانیا» با انتخابها از عشق به شخصیت عمیق «یونگی» تا نبوغش در دنیای اعداد، ثابت کرد که نسلش، نسلیه که میون منطق و احساس، پیوندی ناگسستنی برقرار کرده.




اون برای دوستانش و هر کسی که اون رو میشناخت، فراتر از یک همراه و یا یک منبع انگیزه بود. دختری که حتی در اوج درونگرایی، چنان قلب بزرگی داشت که تونست پل ارتباطی میون اطرافیانش و دنیایی سرشار از رنگ، حرکت و امید (کیپاپ) باشه. اگرچه امروز صندلی اون در کنسرتهای آرزوهاش خالیه، اما هر بار که نُتی از موسیقی محبوبش در گوشهای طنینانداز بشه یا هر جا که سخن از ایستادگی و دوری از قضاوت به میون بیاد، نام تانیا زنده خواهد شد.


خبرگزاری «اِیکیا»، با قلبی آکنده از اندوه، جانباختن این دختر هنرمند و بااستعداد رو به مادر بزرگوار و فداکارش، خانواده گرامی عباسی و مرادی، و تمامی جامعه هواداران کیپاپ در ایران تسلیت عرض میکنه. ما خودمون رو در غم این فقدان بزرگ شریک میدونیم و برای روح بلند «تانیا»، آرامشی اَبدی در میان نور و موسیقی آرزومندیم.


«تانیا عباسی» در تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ در کمال ناباوری جون خودش رو از دست داد.

دربارهی گردآورنده:
اهل شیراز، در دوران دانشجویی با یک دوست کرهای آشنا شد و همین آشنایی دریچهای به دنیای سرگرمی کره براش باز کرد. از همون ابتدا به BLACKPINK و TWICE علاقهمند شد و در کنارش شیفتهی بازیگران «لی جونگ سوک» و «هان هیو جو» شد. اون باور داره موسیقی و درامهای کرهای فقط سرگرمی نیستنن، بلکه راهی برای شناخت فرهنگ و نزدیکتر شدن دلهان.






