با گذشت چهار ماه از انتشار انیمیشن پرمخاطب «شکارچیان شیاطین کی پاپ / KPop Demon Hunters» در نتفلیکس، این محصول هنوز هم در شبکههای اجتماعی و رسانههای غربی موجی از بحث های جدید به راه انداخته.


گروهی از منتقدان مدعی شدن این اثر بهاندازهٔ کافی شامل شخصیتهای سیاهپوست نیست و «نمایندگی جهانی» نداره. اما طرفداران در کره و بسیاری از بینندگان آسیایی این انتقاد رو ناعادلانه دونستن و گفتن فیلم کرهایه، دربارهٔ فرهنگ کرهایه، و قرار نیست بار نمایندگی نژادیِ کل جهان رو به دوش بکشه. این اختلاف دیدگاه، به یکی از داغترین بحثهای میان شرق و غرب در فضای کیپاپ و کیدراما بدل شده.
بیایید صادق باشیم: موج انتقاد از «شکارچیان شیاطین کی پاپ» بابت «نبود شخصیتهای سیاهپوست» بیشتر از اینکه یک گفتوگوی فرهنگی سازنده باشه، نشانهٔی نگاه سلطهجویانهٔ رسانههای غربیه؛ انگار هر اثر غیرغربی باید تابع همون استانداردهایی باش که هالیوود برای خودش ساخته.


این انیمیشن، ساختهٔ هنرمندان کرهایه که ریشه در اسطورهشناسی و فرهنگ خودشون داره؛ در جهانی که روحها، دیوها و آیینهای شرق آسیایی محور روایت هستن. آیا در چنین بستر فرهنگی باید الزاما شخصیت سیاهپوست یا لاتینتبار اضافه بشه تا قابلقبولش کنه؟ این منطق، نه فقط بیاساس، بلکه نوعی تحمیل فرهنگی معکوسه.
«شکارچیان شیاطین کی پاپ» هیچگاه ادعا نکرده اثری چندفرهنگیه یا در پی بازنمایی تمام نژادهاست. تمرکزش روی گروهی از دختران کیپاپماننده که با نیروهای ماورایی مبارزه میکنن، موضوعی که کاملاً در جهان نمادین و اجتماعیِ کره ریشه داره. همونطور که کسی از یک انیمهٔ ژاپنی انتظار نداره الزاماً کاراکتر عرب یا آفریقایی داشته باشه، از یک انیمیشن کرهای هم نباید انتظار بازنمایی جهانی داشت، مگر اینکه داستانش اینطور مجاب کنه.

مشکل اینجاست که منتقدان غربی اغلب مفهومِ «بازنمایی» رو با «مالکیت فرهنگی» اشتباه میگیرنه. من شخصا یکی از حامیان سرسخت جوامع کوییر هستم، اما اونها تصور میکنن اگه در اثری آسیایی، شخصیت سیاهپوست یا کوییر وجود نداشته باشه، پس حتماً تبعیضی در کار هستش، در حالی که نبودش، همیشه به معنی حذف نیست؛ گاهی انتخابی بر اساس زیباییشناختیه، گاهی پیروی از منطق روایی داستان!
اگه «شکارچیان شیاطین کی پاپ» با نیت ارائهٔ جهان کرهای ساخته شده، اتفاقاً همین تمرکز نقطهقوتشه، نه ضعفش.
نکتهٔ مهمتر اینکه خود فیلم در سطح موسیقایی و طراحیِ هنری، تنوع فرهنگی داره: از صداپیشگان بینالمللی گرفته تا گروه آهنگسازی که از چند کشور مختلف اومدن. اینها نشانهی همکاری جهانیه، نه بستهبودن در مرزهای ملی کره جنوبی.

در عوض، رسانههایی که بدون شناخت زمینه فرهنگی، بر نبود شخصیت سیاهپوست متمرکز شدن، با رویکردی ناآگاهانه، تلاشهای هنرمندان کرهای رو زیر سؤال بردن.
مسئلهٔ بازنمایی زمانی معنا داره که فیلم یا سریال، با هدفِ جهانی و چندقومیتی ساخته بشه. «شکارچیان شیاطین کی پاپ» یک اثر بومیه که جهانی شد، نه یک پروژهٔ آمریکایی با وظیفهٔ اجتماعی برای پوشش تمام رنگها.
تحمیل معیارهای هالیوود به آثار آسیایی، شکل تازهای از برتریطلبی فرهنگیه که باید شجاعانه رد بشه.

در نهایت، شاید پرسش اصلی این باشه:آیا جهان غرب حاضره بپذیره که یک اثر آسیایی میتونه موفق باشه، بدون اونکه از قواعد زیباییشناسی و سیاست فرهنگیِ غرب پیروی کنه؟
این اثر که پاسخش «بله»ـست، و همین استقلال، بزرگترین پیروزیِ «شکارچیان شیاطین کی پاپ» محسوب میشه.
دربارهی گردآورنده:

رو وون
مؤسس و مدیرعامل خبرگزاری اِیکیاست؛ اون قبلا فعالیت خودش رو با تشکیلات هایی به نام های «انجمن موزیک ویدئو کره» و یا «خبرگزاری کره به فارسی» شروع کرد و در نهایت در بهمن ماه ۱۴۰۱ «اِیکیا» رو تأسیس کرد. به گروه های کیپاپی «OneUs» و «The Rose» علاقه داره و یه کیدرامر قهار هم هست. آقای «رو وون» به دلیل عدم تعصب به هیچ گروه و بازیگر خاصی، تنها فرد شایستهایه که میتونه بر فعالیت اِیکیا نظارت کنه.



