مقدمه:
(( من قدردانِ وقتِ شما برای پیوستن به این بحث تحلیلی هستم؛ در دنیای پرشتاب کیپاپ، ایستادن و فکر کردن یه ضرورته، دنیای «کیپاپ» تنها دنیای موسیقی و رقص نیست! در روز گذشته، وقایع مرتبط با SEVENTEEN (CxM) بیش از هر زمان دیگهای به ما نشون داد که جزئیات اداری و مدلهای فروش چقدر حیاتیان. این تحلیلِ عمیق رو به چشم یک درس برای کل صنعت میبینم. از شما دعوت میکنم با همدیگه، لایههایِ زیرینِ این واقعه رو بشکافیم.))
زیرواحد جدید گروه «سِوِنتین / SEVENTEEN» بهنام ، S.Coups x Mingyu (معروف به CxM)، آلبوم اول خودش «HYPE VIBES» رو در ۷ مهر ماه منتشر کرد و در هفتهی اول (۷ الی ۱۳ مهر ) طبق دادههای «هانتئو» حدود ۸۸۷ هزار و ۵۸۱ نسخه فروخت؛ این عدد دستآورد پیشینِ فروش هفتهی اول برای «زیرواحد»های کیپاپ رو شکست و در اینترنت در کانون بحث و تمجید طرفداران و تحلیلگران تجاری قرار گرفت، همزمان رسانهها این نکته رو برجسته کردن که این موج فروش، حاصل ترکیب تجربهی (اس.کوپس) و محبوبیت بصری/خوانندگی (مینگیو) و پشتیبانی همه جانبه شرکت بوده.


موفقیتِ فروشی «CxM» رو نمیشه کماهمیت دونست: عددِ نزدیک به ۹۰۰هزار فروشِ هفتهی اول برای یک زیرواحد، نشون میده که بازارِ فیزیکیِ آلبوم در کیپاپ هنوز زندهست و نام تجاری «سِوِنتین / SEVENTEEN»، حتی در قالب تقسیم شده و ناقصش(زیر واحد)، توانِ جذبِ تقاضای بزرگ رو داره. این موفقیت از منظر صنعت، پیامی روشن داره: «محبوبیتِ جمعیِ گروه میتونه به موفقیتِ اعضای فردی یا زیرواحدها هم بدل بشه».

با این حال، نقدِ من از دو زاویهست: تجاری و هنری. اول، تمرکزِ شدید بر «فروشِ فیزیکی» (که در کره معمولاً شامل چندین نسخه، پیشسفارشات و باندلهاست)، که باعث میشه چنین موفقیتی بهسرعت به معیارِ اصلی اعتبار تبدیل بشه. این فرمولِ «نسخههای متعدد + باندلینگ + کمپینهای پیشفروش»، ارزشِ واقعیِ موسیقی، خلاقیت، پایداریِ آهنگها در پلتفرمهای دیجیتال، و تنوع هنری رو گاهی کنار میزنه. در عمل، بله!! رکوردشکنیِ فروش افتخارآمیزه ولی نباید تنها معیار برای سنجشِ کیفیت باشه.
دوماً، وقتی یک شرکت و یک گروه به چنین موفقیتی دست پیدا میکنن، بازار و رسانهها تمایل دارن «فرمولِ موفقیت» رو بازتولید کنن: زیرواحدهای بیشتر، نسخههای متنوعتر، و تمرکز بر «کالکتیبلها»(هر کالای مجلل کمیاب تجاری برای آلبوم ها). سؤال اینه که آیا این روند به تجربهی شنیداریِ مخاطب احترام میگذاره یا صرفاً یک چرخهی اقتصادیه که دیر یا زود خستگیِ طرفداران رو به ارمغان میاره؟ من گاهی دیدم که چطور وقتی محورِ کار به برگزاری «رویداد ها» و «جمعآوری پول» محدود میشه، خلاقیتِ ریسکپذیر کاهش پیدا میکنه.

اما از زاویهی مثبت: «CxM» نشون داد که وقتی اعضا با هویتِ مشخص (تجربه و شخصیت متفاوت) کنار هم قرار میگیرن و یه اتحاد برای بازاریابی هوشمندانه طراحی میشه، میشه بازار رو در سطح جهانی منفعل نکرد. این یه پیروزی برای «طرفدارانِ فعال» (کانون طرفداران «کارات»)ـه که انرژی و سرمایهشون رو به حرکت درآوردن و از طرفی یک پیروزی برای خود اعضا که فرصتِ بیان هنریِ متفاوتی براشون فراهم شده.

خب بله! تبریک به «CxM» و «سونتین»، اما صنعت باید مراقب باشه که «رکوردها» بهعنوان هدف نهایی بدل نشن. اگه قراره کیپاپ به عنوان هنری زنده و رو به جلو به حیات خودش ادامه بده، لازمه توازن بین اهداف تجاری و سرمایهگذاریِ واقعی روی خلق موسیقی حفظ بشه. در غیر این صورت، ما هر بار دستآورد تازهای رو جشن میگیریم در حالی که خلاقیتِ موسیقایی زیرِ بارِ مدلِ اقتصادی له شده.
دربارهی گردآورنده:

رو وون
مؤسس و مدیرعامل خبرگزاری اِیکیاست؛ اون قبلا فعالیت خودش رو با تشکیلات هایی به نام های «انجمن موزیک ویدئو کره» و یا «خبرگزاری کره به فارسی» شروع کرد و در نهایت در بهمن ماه ۱۴۰۱ «اِیکیا» رو تأسیس کرد. به گروه های کیپاپی «OneUs» و «The Rose» علاقه داره و یه کیدرامر قهار هم هست. آقای «رو وون» به دلیل عدم تعصب به هیچ گروه و بازیگر خاصی، تنها فرد شایستهایه که میتونه بر فعالیت اِیکیا نظارت کنه.



